بلاکهای بازپسگرفتهشده (Reclaimed Order Block)؛ راهنمای صفر تا صد ICT و SMC – قسمت ۵
در این قسمت با مفهوم اوردر بلاک بازپسگرفتهشده (Reclaimed Order Block)، یعنی ناحیهای که پس از بازگشت قیمت دوباره اهمیت پیدا میکند، آشنا میشوید. همچنین نحوه شناسایی ساختارهای صعودی و نزولی، ارتباط آنها با مدل مارکت میکر و نقش همپوشانی نواحی مهم قیمت در افزایش اعتبار این ساختار بررسی میشود.
از مجموعهٔ «آموزش جامع ICT و SMC؛ مجموعه A-Z Guide»اوردر بلاک بازپسگرفتهشده چیست؟
برای درک اوردر بلاک بازپسگرفتهشده، ابتدا باید مفهوم اوردر بلاک را بهدرستی بشناسیم.
اوردر بلاک (Order Block؛ محدودهای از حرکت قیمت که در آن یک کندل مشخص پیش از حرکت جهتدار بازار اهمیت پیدا میکند) میتواند صعودی یا نزولی باشد. در چارچوب توضیح دادهشده در این قسمت، زمانی که سقف یک کندل نزولی شکسته شود، میتوان آن کندل را در ساختار مناسب بهعنوان اوردر بلاک صعودی بررسی کرد. در حالت معکوس، شکستهشدن کف یک کندل صعودی میتواند زمینه تشکیل اوردر بلاک نزولی را فراهم کند.
اما اوردر بلاک بازپسگرفتهشده زمانی اهمیت پیدا میکند که قیمت در ادامه حرکت خود دوباره به یکی از این نواحی قدیمی برسد و آن محدوده را در جهت جدید حرکت بازار بازپس بگیرد.
در حالت صعودی، یک اوردر بلاک قدیمی میتواند پس از عبور قیمت به بالای آن، نقش حمایت را ایفا کند. در ساختار نزولی نیز پس از حرکت قیمت به زیر یک اوردر بلاک قبلی، همان محدوده میتواند به مقاومت تبدیل شود.
نکته اصلی این است که هر اوردر بلاک قدیمی، الزاماً یک اوردر بلاک بازپسگرفتهشده معتبر نیست. موقعیت آن در ساختار بازار و ارتباطش با دیگر نواحی قیمت اهمیت بیشتری از خود کندل دارد.
ارتباط اوردر بلاک بازپسگرفتهشده با مدل مارکت میکر
یکی از مهمترین بخشهای این آموزش، بررسی مدل مارکت میکر (Market Maker Model؛ چارچوبی برای بررسی حرکت قیمت در دو بخش اصلی یک چرخه و نحوه جابهجایی بازار میان نواحی خرید و فروش) است.
در سادهترین حالت، میتوان حرکت قیمت را مانند یک منحنی در نظر گرفت که دارای دو سمت است:
سمت فروش منحنی
سمت خرید منحنی
در یک مدل صعودی، قیمت ممکن است ابتدا در سمت فروش منحنی حرکت کند و سپس پس از رسیدن به ناحیه موردنظر، جهت حرکت خود را تغییر دهد و وارد بخش صعودی چرخه شود.
در مدل نزولی نیز وضعیت معکوس اتفاق میافتد.
مدل خرید مارکت میکر
مدل خرید مارکت میکر (Market Maker Buy Model؛ ساختاری که در آن قیمت پس از حرکت در سمت فروش منحنی، برای حرکت صعودی آماده میشود) میتواند شامل اوردر بلاکهایی باشد که هنگام حرکت نزولی قیمت تشکیل شدهاند.
در چنین شرایطی، پیش از آنکه حرکت اصلی صعودی آغاز شود، ممکن است چند اوردر بلاک صعودی در سمت فروش منحنی ایجاد شوند.
وقتی قیمت در ادامه به سمت بالا حرکت میکند و دوباره از این محدودهها عبور میکند، اوردر بلاکهای قدیمی میتوانند بازپسگرفته شوند و در بازگشتهای بعدی بهعنوان حمایت عمل کنند.
مدل فروش مارکت میکر
در طرف مقابل، مدل فروش مارکت میکر (Market Maker Sell Model؛ ساختاری که در آن قیمت پس از حرکت در سمت خرید منحنی، برای حرکت نزولی آماده میشود) قرار دارد.
در این ساختار، هنگام حرکت قیمت به سمت بالا ممکن است اوردر بلاکهای نزولی شکل بگیرند. پس از تغییر جهت بازار و حرکت قیمت به سمت پایین، بعضی از این نواحی دوباره بازپسگرفته میشوند و میتوانند در بازگشت قیمت نقش مقاومت را داشته باشند.
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده صعودی چگونه شکل میگیرد؟
در ساختار صعودی، ابتدا باید سمت فروش منحنی را بررسی کنیم.
در این بخش ممکن است بازار در حال حرکت به سمت یک محدوده مهم در تایمفریم بالاتر باشد. در طول این حرکت، واکنشهای کوتاهمدتی نیز در قیمت ایجاد میشود که میتوانند اوردر بلاکهایی را در نمودار باقی بگذارند.
پس از رسیدن بازار به ناحیه موردنظر و تغییر جهت حرکت، قیمت دوباره به سمت بالا حرکت میکند. حال اگر یکی از اوردر بلاکهای قدیمی که در مسیر نزولی تشکیل شده بود بازپس گرفته شود، آن محدوده میتواند در بازگشت بعدی قیمت نقش حمایت داشته باشد.
برای شناسایی چنین ساختاری، میتوان این مراحل را بررسی کرد:
مشخصکردن ساختار کلی بازار
شناسایی سمت فروش منحنی
پیدا کردن اوردر بلاکهای مرتبط در حرکت قبلی
مشاهده تغییر جهت قیمت
بررسی بازپسگیری محدوده
توجه به واکنش قیمت هنگام بازگشت مجدد به همان ناحیه
در اینجا نباید صرفاً به وجود یک اوردر بلاک اکتفا کرد. هرچه ناحیه موردنظر با ساختارهای مهم بیشتری همپوشانی داشته باشد، ارزش بیشتری برای بررسی دارد.
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده نزولی چگونه شکل میگیرد؟
منطق ساختار نزولی دقیقاً در جهت مخالف قرار دارد.
در این حالت ابتدا باید سمت خرید منحنی را بررسی کنیم؛ یعنی بخشی از حرکت بازار که قیمت در آن به سمت بالا حرکت میکند.
در طول این حرکت ممکن است چند اوردر بلاک نزولی تشکیل شوند. پس از رسیدن قیمت به ناحیه هدف و تغییر جهت بازار، حرکت نزولی آغاز میشود.
اگر قیمت در مسیر نزولی یکی از اوردر بلاکهای قبلی را به سمت پایین بازپس بگیرد، آن محدوده میتواند هنگام بازگشت قیمت بهعنوان مقاومت عمل کند.
در این ساختار نیز باید به جای تمرکز روی یک کندل منفرد، کل چرخه حرکت قیمت را بررسی کرد.
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده زمانی معنا پیدا میکند که جایگاه آن را در ساختار کلی حرکت قیمت ببینیم؛ نه زمانی که صرفاً یک کندل را از نمودار جدا کنیم.
چرا همپوشانی نواحی اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین نکات این قسمت، استفاده از آرایههای تحویل قیمت (PD Arrays؛ مجموعهای از نواحی و ساختارهای قیمتی که در چارچوب ICT برای بررسی نقاط احتمالی واکنش یا تحویل قیمت استفاده میشوند) است.
روی هر نمودار میتوان تعداد زیادی اوردر بلاک، شکاف، سقف، کف و محدوده مختلف پیدا کرد. اگر همه این نواحی را بدون اولویت روی نمودار مشخص کنیم، نتیجه معمولاً یک چارت شلوغ با تعداد زیادی خط و مستطیل خواهد بود.
راه بهتر، پیدا کردن نواحیای است که چند عامل مختلف در آنها با یکدیگر همپوشانی دارند.
برای مثال، یک اوردر بلاک بازپسگرفتهشده ممکن است همزمان با یکی از ساختارهای زیر در یک محدوده قرار بگیرد:
یک اوردر بلاک دیگر
یک بلاک میتیگیشن
یک شکاف ارزش منصفانه
یک ناحیه مهم در تایمفریم بالاتر
بلاک میتیگیشن (Mitigation Block؛ محدودهای که قیمت برای تعدیل یا مدیریت سفارشهای قبلی به آن بازمیگردد) یکی از ساختارهایی است که میتواند در کنار اوردر بلاک بازپسگرفتهشده بررسی شود.
همچنین شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap؛ ناحیهای از عدم تعادل قیمت که بر اثر حرکت سریع بازار میان کندلها ایجاد میشود) میتواند با یک اوردر بلاک بازپسگرفتهشده همپوشانی داشته باشد.
زمانی که چند آرایه تحویل قیمت در محدودهای نزدیک به یکدیگر قرار میگیرند، آن ناحیه ارزش بیشتری برای بررسی پیدا میکند.
چرا نباید تمام اوردر بلاکها را روی نمودار مشخص کنیم؟
یکی از اشتباهات رایج هنگام یادگیری اوردر بلاکها این است که معاملهگر تلاش میکند تمام کندلهایی را که شرایط اولیه اوردر بلاک را دارند روی نمودار علامتگذاری کند.
نتیجه این کار معمولاً نموداری پر از محدودههای مختلف است که تصمیمگیری را دشوارتر میکند.
فرض کنید در یک بخش از نمودار پنج یا شش اوردر بلاک پیدا کردهاید. سؤال اصلی نباید این باشد که کدامیک از آنها «اوردر بلاک» هستند؛ بلکه باید بررسی کنید:
کدام محدوده با ساختار اصلی بازار هماهنگ است؟
کدام ناحیه در جای درست منحنی قرار دارد؟
کدام اوردر بلاک قبلاً توسط قیمت بازپس گرفته شده است؟
کدام محدوده با سایر آرایههای تحویل قیمت همپوشانی دارد؟
احتمال واکنش قیمت به کدام ناحیه از نظر ساختاری بیشتر است؟
با این روش، بهجای اضافهکردن خطوط بیشتر به نمودار، نواحی کماهمیت حذف میشوند.
نقش تایمفریمهای بالاتر و پایینتر
در مثالهای این قسمت، یکی از روشهای کاربردی این است که ابتدا ساختار در تایمفریم بالاتر بررسی شود و سپس برای مشاهده جزئیات بیشتر به تایمفریم پایینتر برویم.
برای مثال، ممکن است ابتدا یک اوردر بلاک در نمودار چهار ساعته شناسایی شود. سپس با رفتن به تایمفریم ۱۵ دقیقه، ساختار داخلی حرکت قیمت و سمت خرید و فروش منحنی با جزئیات بیشتری قابل مشاهده خواهد بود.
این روش کمک میکند یک محدوده بزرگ در تایمفریم بالاتر را صرفاً بهعنوان یک مستطیل نبینیم، بلکه ساختار داخلی حرکت قیمت درون آن را نیز بررسی کنیم.
چرا تحلیل چند تایمفریمی مفید است؟
یک ناحیه در تایمفریم بالاتر میتواند زمینه کلی تحلیل را مشخص کند، اما تایمفریم پایینتر اطلاعات بیشتری درباره نحوه رسیدن قیمت به آن محدوده ارائه میدهد.
به این ترتیب میتوان بهتر تشخیص داد:
قیمت از کدام سمت منحنی وارد ناحیه شده است.
چه اوردر بلاکهایی در مسیر تشکیل شدهاند.
کدام محدودهها دوباره توسط قیمت بازپس گرفته شدهاند.
آیا چند آرایه تحویل قیمت در یک ناحیه قرار گرفتهاند یا خیر.
جابهجایی قیمت چه نقشی دارد؟
در بعضی قسمتهای ساختار بازار شاهد یک جابجایی قدرتمند قیمت (Displacement؛ حرکت سریع و جهتدار بازار که نشاندهنده افزایش موقت قدرت خرید یا فروش است) هستیم.
این حرکت میتواند نشانهای باشد که رفتار قیمت نسبت به بخش قبلی ساختار تغییر کرده است.
برای مثال، در یک مدل صعودی ممکن است قیمت پس از رسیدن به محدوده موردنظر با قدرت به سمت بالا حرکت کند و از یکی از اوردر بلاکهای قدیمی عبور کند. در این حالت، نحوه بازپسگیری آن اوردر بلاک و رفتار قیمت هنگام بازگشت دوباره به محدوده اهمیت پیدا میکند.
بنابراین، خود اوردر بلاک فقط بخشی از تحلیل است؛ نحوه حرکت قیمت به سمت آن و خروج قیمت از آن نیز باید بررسی شود.
چگونه اوردر بلاکهای بازپسگرفتهشده باکیفیتتر را پیدا کنیم؟
برای پیدا کردن نواحی مهمتر، میتوان یک روند تحلیلی ساده داشت:
۱. ابتدا ساختار بزرگتر بازار را مشخص کنید
پیش از علامتگذاری هر اوردر بلاکی، مشخص کنید قیمت در چه بخشی از حرکت کلی بازار قرار دارد.
۲. سمت خرید و فروش منحنی را تشخیص دهید
بررسی کنید اوردر بلاک موردنظر در کدام سمت از مدل مارکت میکر تشکیل شده است.
این موضوع برای تشخیص ساختارهای صعودی و نزولی اهمیت زیادی دارد.
۳. اوردر بلاکهای قدیمی را در سمت چپ نمودار بررسی کنید
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده معمولاً از ساختار قبلی بازار بهجا مانده است. به همین دلیل باید رفتار گذشته قیمت را نیز بررسی کنید.
۴. نحوه بازپسگیری محدوده را مشاهده کنید
صرف رسیدن قیمت به یک اوردر بلاک کافی نیست. ببینید قیمت چگونه از محدوده عبور میکند و پس از آن چه رفتاری نشان میدهد.
۵. به دنبال همپوشانی باشید
اگر همان ناحیه با اوردر بلاک، بلاک میتیگیشن، شکاف ارزش منصفانه یا یک ساختار مهم دیگر همپوشانی داشته باشد، ارزش بیشتری برای بررسی خواهد داشت.
۶. نمودار را ساده نگه دارید
بهجای علامتگذاری دهها محدوده، روی نواحیای تمرکز کنید که بیشترین ارتباط را با ساختار فعلی بازار دارند.
تفاوت اوردر بلاک معمولی و اوردر بلاک بازپسگرفتهشده چیست؟
اوردر بلاک معمولی به محدودهای اشاره دارد که بر اساس رفتار کندل و حرکت بعدی قیمت شناسایی میشود.
اما در اوردر بلاک بازپسگرفتهشده، یک مرحله دیگر نیز وجود دارد: قیمت در ادامه ساختار دوباره به محدودهای که از قبل شکل گرفته بازمیگردد و آن را در جهت حرکت جدید بازار بازپس میگیرد.
به همین دلیل، برای شناسایی این ساختار باید علاوه بر خود اوردر بلاک، حرکت قبل و بعد از آن را نیز بررسی کرد.
بهصورت خلاصه:
اوردر بلاک معمولی بر شکلگیری اولیه ناحیه تمرکز دارد.
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده به نحوه استفاده دوباره قیمت از یک ناحیه قدیمی مرتبط است.
موقعیت اوردر بلاک بازپسگرفتهشده در مدل مارکت میکر اهمیت دارد.
همپوشانی آن با سایر نواحی میتواند محدوده را برای تحلیل مهمتر کند.
اشتباه رایج: جستوجوی یک الگوی ثابت روی هر نمودار
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده نباید به یک الگوی مکانیکی و جدا از ساختار بازار تبدیل شود.
ممکن است روی یک نمودار تعداد زیادی اوردر بلاک پیدا کنید، اما این موضوع به این معنا نیست که قیمت باید به همه آنها واکنش نشان دهد.
بهتر است بهجای این سؤال که:
«کدام کندل یک اوردر بلاک بازپسگرفتهشده است؟»
این سؤال را مطرح کنید:
«کدام ناحیه در ساختار فعلی بازار اهمیت بیشتری دارد و چه عوامل دیگری در همان محدوده با آن همپوشانی دارند؟»
این تغییر نگاه باعث میشود تحلیل بهجای تمرکز روی نامگذاری کندلها، بر رفتار واقعی قیمت متمرکز شود.
جمعبندی آموزش اوردر بلاک بازپسگرفتهشده
اوردر بلاک بازپسگرفتهشده یکی از مفاهیمی است که وقتی در کنار ساختار بازار و مدل مارکت میکر بررسی شود، معنای بسیار بیشتری پیدا میکند.
در این قسمت دیدیم که اوردر بلاکهای صعودی میتوانند در سمت فروش یک مدل خرید شکل بگیرند و پس از بازپسگیری، نقش حمایت داشته باشند. در حالت نزولی نیز اوردر بلاکهای شکلگرفته در سمت خرید مدل فروش میتوانند پس از بازپسگیری به مقاومت تبدیل شوند.
همچنین یکی از مهمترین نکات این آموزش، تمرکز بر همپوشانی آرایههای تحویل قیمت است. بهجای پر کردن نمودار با دهها سطح مختلف، بهتر است محدودههایی را پیدا کنیم که چند عامل تحلیلی در آنها به یک نقطه مشترک میرسند. این رویکرد میتواند ساختار تحلیل را منظمتر و انتخاب نواحی مهم قیمت را سادهتر کند.
در نهایت، هدف از یادگیری اوردر بلاک بازپسگرفتهشده این نیست که یک ابزار یا سیگنال جدید به نمودار اضافه کنیم؛ هدف این است که بتوانیم رفتار قیمت را در بستر ساختار بزرگتر بازار بهتر بخوانیم و میان دهها ناحیه موجود، محدودههایی را که ارزش بیشتری برای بررسی دارند تشخیص دهیم.



