فیلترینگ بازار و انتخاب جفتارز؛ راهنمای صفر تا صد ICT و SMC – قسمت ۱۴
در این قسمت با فرایند فیلترینگ بازار و انتخاب جفتارز در ICT و SMC آشنا میشوید و یاد میگیرید چگونه با مقایسه بازارهای همبسته، بررسی SMT و تشخیص قدرت و ضعف نسبی، گزینه مناسبتری را برای ادامه تحلیل و یافتن ستاپ معاملاتی انتخاب کنید.
از مجموعهٔ «آموزش جامع ICT و SMC؛ مجموعه A-Z Guide»فیلترینگ بازار در ICT و SMC چیست؟
فرایند فیلترینگ (Filtering Process؛ فرایند حذف گزینههای نامناسب و محدود کردن بازار به بهترین گزینههای قابل بررسی) روشی است که پیش از جستوجوی نقطه ورود انجام میشود.
هدف این فرایند پیدا کردن یک سیگنال جدید نیست؛ هدف این است که از میان چند بازار مرتبط مشخص کنیم کدامیک شرایط مناسبتری برای اجرای سناریوی معاملاتی دارد.
در سبک ICT (Inner Circle Trader؛ چارچوب تحلیلی مبتنی بر رفتار قیمت، نقدینگی و ساختار بازار) و SMC (Smart Money Concepts؛ مفاهیم پول هوشمند)، ممکن است چند جفتارز یا شاخص در یک زمان ساختار مشابهی داشته باشند؛ اما کیفیت رفتار قیمت آنها الزاماً یکسان نیست.
یکی ممکن است نقدینگی را جمعآوری کند، دیگری از شکست همان سطح ناتوان بماند و بازار دیگری حرکت واضحتر و ساختار تمیزتری نشان دهد.
اینجاست که انتخاب جفتارز (Pair Selection؛ انتخاب مناسبترین ابزار از میان بازارهای مرتبط) اهمیت پیدا میکند.
فیلترینگ قرار نیست ستاپ معاملاتی ایجاد کند؛ قرار است قبل از ورود، گزینههای ضعیفتر را از جلوی شما کنار بزند.
سؤال اصلی: چگونه با فیلترینگ بازار بهترین جفتارز را برای معامله انتخاب کنیم؟
روش اصلی این است که بازارها را بهصورت مقایسهای بررسی کنیم، نه اینکه هر نمودار را به شکل کاملاً مستقل تحلیل کنیم.
این فرایند را میتوان در چند مرحله انجام داد:
گروهی از داراییهای مرتبط را مشخص کنید.
جهت و زمینه کلی بازار را تعیین کنید.
رفتار داراییها را در سطوح مشابه مقایسه کنید.
قدرت و ضعف نسبی آنها را بسنجید.
واگرایی میان بازارهای همبسته را بررسی کنید.
بازار مناسبتر را انتخاب کنید.
تنها پس از انتخاب بازار، منتظر مدل ورود بمانید.
در ادامه هر مرحله را دقیقتر بررسی میکنیم.
مرحله اول: فقط بازارهای مرتبط را با یکدیگر مقایسه کنید
یکی از پایههای این روش، تحلیل بینبازاری (Intermarket Analysis؛ بررسی رفتار چند بازار مرتبط در کنار یکدیگر) است.
برای این کار باید داراییهای همبسته (Correlated Assets؛ بازارهایی که معمولاً رفتار قیمتی مرتبطی دارند) را کنار یکدیگر قرار دهید.
برای مثال، EUR/USD و GBP/USD در بسیاری از شرایط میتوانند برای مقایسه رفتار نسبی مورد استفاده قرار گیرند.
در بازار شاخصهای آمریکا نیز معاملهگران معمولاً رفتار شاخصهای مرتبط را در کنار یکدیگر بررسی میکنند.
نکته مهم این است که صرفاً باز کردن دو نمودار تصادفی کاربردی ندارد.
مقایسه زمانی معنا پیدا میکند که میان دو بازار رابطه قابلقبولی وجود داشته باشد.
همبستگی مثبت و منفی چه تفاوتی دارند؟
همبستگی (Correlation؛ میزان ارتباط حرکتی میان دو دارایی) میتواند مثبت یا منفی باشد.
همبستگی مثبت
در همبستگی مثبت، دو دارایی معمولاً تمایل دارند در جهت مشابه حرکت کنند.
به همین دلیل اگر یکی سقف جدیدی ایجاد کند اما دیگری نتواند سقف متناظر خود را بشکند، این عدم تأیید اهمیت پیدا میکند.
همبستگی منفی
در همبستگی منفی، دو بازار معمولاً در جهت مخالف یکدیگر حرکت میکنند.
برای مثال، هنگام مقایسه یک جفتارز دلاری با شاخص دلار، منطق مقایسه باید متناسب با رابطه معکوس آنها تفسیر شود.
برای شروع، مقایسه دو بازار با همبستگی مثبت معمولاً سادهتر است؛ زیرا سقفها و کفهای متناظر راحتتر با یکدیگر مقایسه میشوند.
مرحله دوم: ابتدا سناریوی بازار را مشخص کنید
فیلترینگ نباید جای تحلیل بازار را بگیرد.
قبل از اینکه تصمیم بگیرید کدام جفتارز را معامله کنید، باید بدانید به دنبال چه نوع سناریویی هستید.
اگر دیدگاه شما صعودی است، سؤال این نیست که:
«کدام جفتارز را تصادفی بخرم؟»
بلکه باید بپرسید:
«در میان بازارهای مرتبط، کدامیک قدرت بیشتری نشان میدهد و برای سناریوی صعودی مناسبتر است؟»
در سناریوی نزولی نیز بهدنبال بازاری هستیم که ضعف بیشتری از خود نشان دهد.
اول سناریو را مشخص کنید؛ بعد ابزار مناسب برای اجرای آن را انتخاب کنید.
مرحله سوم: قدرت و ضعف نسبی بازارها را مقایسه کنید
قدرت و ضعف نسبی (Relative Strength and Weakness؛ مقایسه عملکرد دو دارایی مرتبط برای تشخیص اینکه کدامیک قویتر یا ضعیفتر رفتار میکند) یکی از کاربردیترین بخشهای فرایند فیلترینگ است.
فرض کنید دو جفتارز همبسته در حال کاهش هستند.
یکی از آنها کف قبلی خود را میشکند، اما دیگری بالاتر از کف متناظر باقی میماند.
بازاری که نتوانسته کف پایینتری ایجاد کند، در آن مقایسه قدرت نسبی بیشتری نشان داده است.
در جهت مخالف نیز اگر دو بازار در حال صعود باشند و یکی نتواند سقف جدیدی بسازد، همان بازار میتواند ضعف نسبی بیشتری داشته باشد.
قاعده ساده این است:
برای سناریوی خرید، بازار قویتر را بررسی کنید.
برای سناریوی فروش، بازار ضعیفتر را بررسی کنید.
این قاعده بهمعنای ورود فوری نیست؛ فقط مشخص میکند کدام نمودار باید در اولویت بررسی قرار بگیرد.
مرحله چهارم: از SMT برای تشخیص عدم تأیید استفاده کنید
واگرایی SMT (SMT Divergence یا Smart Money Technique Divergence؛ عدم تأیید حرکت قیمت میان دو دارایی همبسته) زمانی شکل میگیرد که رفتار دو بازار مرتبط دیگر کاملاً مشابه نباشد.
فرض کنید دو بازار همبسته در حال نزدیک شدن به کفهای قبلی خود هستند:
بازار A کف قبلی را میشکند.
بازار B کف متناظر را نمیشکند.
این تفاوت نشان میدهد که بازار B نسبت به بازار A قدرت بیشتری دارد.
اگر زمینه کلی تحلیل شما صعودی باشد، چنین مقایسهای میتواند بازار B را به گزینه جذابتری برای بررسی تبدیل کند.
در سناریوی نزولی عکس همین منطق قابل استفاده است.
اگر:
بازار A سقف جدید ایجاد کند؛
بازار B نتواند سقف متناظر را بشکند؛
بازار B ضعف نسبی بیشتری نشان میدهد و در صورت وجود سناریوی نزولی میتواند گزینه مناسبتری برای بررسی فروش باشد.
مثال ساده از انتخاب جفتارز
فرض کنید EUR/USD و GBP/USD را کنار هم بررسی کردهایم و دیدگاه کلی ما صعودی است.
قیمت هر دو جفتارز به محدودهای میرسد که انتظار واکنش از آن وجود دارد.
سپس اتفاق زیر رخ میدهد:
بازار | رفتار قیمت | برداشت |
|---|---|---|
EUR/USD | کف قبلی را میشکند | ضعف نسبی بیشتر |
GBP/USD | بالاتر از کف قبلی باقی میماند | قدرت نسبی بیشتر |
نتیجه | GBP/USD ساختار قویتری نشان میدهد | اولویت بالاتر برای بررسی خرید |
در این شرایط، فیلترینگ به ما نمیگوید که بلافاصله GBP/USD را بخریم.
فقط میگوید:
اگر قرار است سناریوی صعودی اجرا شود، GBP/USD در این مقایسه گزینه قویتری برای ادامه تحلیل است.
پس از این مرحله همچنان باید منتظر مدل ورود و شرایط تأییدشده استراتژی خود بمانیم.
مرحله پنجم: فقط به SMT اکتفا نکنید
یکی از اشتباهات رایج این است که معاملهگر بهمحض مشاهده اختلاف میان دو بازار، آن را سیگنال ورود در نظر بگیرد.
SMT بهتنهایی مدل ورود نیست.
این مفهوم بیشتر به شما کمک میکند بفهمید:
کدام بازار قویتر است؛
کدام بازار ضعیفتر است؛
کدام حرکت توسط بازار مرتبط تأیید نشده است؛
روی کدام نمودار ارزش دارد تمرکز بیشتری داشته باشید.
به همین دلیل SMT در فرایند فیلترینگ نقش ابزار انتخاب را دارد، نه دکمه خرید و فروش.
مرحله ششم: کیفیت رفتار قیمت را هم در نظر بگیرید
پس از تشخیص قدرت یا ضعف نسبی، مرحله بعد این است که ببینید آیا نمودار انتخابشده واقعاً شرایط مناسبی برای معامله دارد یا نه.
به این موارد توجه کنید:
آیا ساختار قیمت واضح است؟
آیا سطح بیاعتبار شدن تحلیل مشخص است؟
آیا قیمت واکنش قابلفهمی نشان داده است؟
آیا مدل ورود شما در همان بازار تشکیل شده است؟
آیا بازار انتخابشده نسبت به گزینههای دیگر ساختار تمیزتری دارد؟
ممکن است یک بازار از نظر نسبی قویتر باشد، اما هنوز هیچ مدل ورودی ارائه نکرده باشد.
در این شرایط هیچ اجباری برای معامله وجود ندارد.
انتخاب بهترین بازار و پیدا کردن نقطه ورود دو مرحله جداگانه هستند.
فرایند فیلترینگ را میتوان به این شکل خلاصه کرد
مرحله | سؤال | نتیجه مورد انتظار |
۱. انتخاب بازارهای مرتبط | کدام داراییها ارزش مقایسه دارند؟ | تشکیل گروه مقایسه |
۲. تعیین سناریو | بهدنبال حرکت صعودی هستیم یا نزولی؟ | مشخص شدن جهت بررسی |
۳. مقایسه ساختار | کدام بازار سقف یا کف را بهتر حفظ کرده؟ | تشخیص قدرت و ضعف |
۴. بررسی SMT | آیا بازارها یکدیگر را تأیید میکنند؟ | شناسایی عدم تأیید |
۵. انتخاب ابزار | کدام بازار با سناریو هماهنگتر است؟ | انتخاب گزینه اصلی |
۶. بررسی مدل ورود | آیا شرایط ورود تشکیل شده است؟ | ورود یا عدم معامله |
در بازار صعودی کدام جفتارز را انتخاب کنیم؟
اگر تحلیل شما صعودی است، بهتر است از میان بازارهای همبسته روی گزینهای تمرکز کنید که قدرت نسبی بیشتری نشان میدهد.
برای مثال، اگر یکی از دو بازار کف خود را میشکند اما دیگری همان کف را حفظ میکند، بازاری که کف را حفظ کرده در مقایسه قویتر است.
بنابراین:
Bullish Bias (دیدگاه صعودی) → تمرکز روی بازار قویتر
این انتخاب هنوز به معنی ورود نیست.
پس از انتخاب بازار باید ستاپ و مدل ورود استراتژی خود را روی همان نمودار پیدا کنید.
در بازار نزولی کدام جفتارز را انتخاب کنیم؟
در سناریوی نزولی منطق برعکس میشود.
اگر یکی از دو بازار همبسته سقف جدیدی ایجاد کند اما دیگری نتواند سقف مشابهی بسازد، بازاری که از ایجاد سقف جدید ناتوان بوده، ضعف بیشتری نشان میدهد.
بنابراین:
Bearish Bias (دیدگاه نزولی) → تمرکز روی بازار ضعیفتر
این روش باعث میشود بهجای ورود تصادفی در هر بازاری که ستاپ ظاهری دارد، ابتدا مناسبترین ابزار برای اجرای سناریوی خود را پیدا کنید.
تفاوت فیلترینگ با پیدا کردن نقطه ورود چیست؟
این دو مفهوم نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند.
فیلترینگ بازار
به این سؤال پاسخ میدهد:
کدام بازار را بررسی کنم؟
مدل ورود
به این سؤال پاسخ میدهد:
در بازار انتخابشده، چه زمانی و تحت چه شرایطی وارد معامله شوم؟
ممکن است فیلترینگ به شما بگوید GBP/USD گزینه مناسبتری است، اما تا زمانی که مدل ورود شما شکل نگرفته باشد، معاملهای وجود ندارد.
این جداسازی یکی از مهمترین نکات برای ساختن یک فرایند تحلیلی منظم است.
اشتباهات رایج در انتخاب جفتارز
مقایسه بازارهای نامرتبط
وجود تفاوت میان دو نمودار نامرتبط اطلاعات معناداری درباره قدرت و ضعف نسبی آنها ارائه نمیکند.
ابتدا باید رابطه میان بازارهایی که مقایسه میکنید منطقی باشد.
ورود صرفاً با مشاهده SMT
واگرایی میان دو بازار میتواند یک فیلتر یا تأیید باشد، اما بهتنهایی نقطه ورود نیست.
تحلیل تعداد زیادی نمودار
هدف فرایند فیلترینگ دقیقاً برعکس این رفتار است.
شما قرار نیست ۲۰ نمودار را تا مرحله ورود تحلیل کنید؛ باید در مراحل اولیه گزینههای ضعیف را حذف کنید.
انتخاب بازار قوی در یک سناریوی نزولی
قدرت و ضعف باید در جهت سناریوی شما استفاده شود.
در حالت کلی:
خرید → بازار قویتر
فروش → بازار ضعیفتر
تغییر دائمی جفتارز بعد از انتخاب
پس از اینکه فرایند فیلترینگ گزینه اصلی را مشخص کرد، بهتر است منتظر تکمیل شرایط همان سناریو بمانید؛ نه اینکه با هر کندل میان چند نمودار جابهجا شوید.
یک چکلیست ساده برای فیلترینگ بازار
قبل از بررسی ورود، این موارد را بهترتیب بررسی کنید:
آیا بازارهایی که مقایسه میکنم با یکدیگر مرتبط هستند؟
سناریوی من صعودی است یا نزولی؟
کدام بازار قدرت نسبی بیشتری دارد؟
کدام بازار ضعف بیشتری نشان میدهد؟
آیا میان سقفها یا کفهای متناظر SMT وجود دارد؟
برای جهت موردنظر، بازار قویتر یا ضعیفتر کدام است؟
آیا نمودار انتخابشده ساختار واضحی دارد؟
آیا مدل ورود من تشکیل شده است؟
اگر پاسخ آخر منفی است، هنوز معاملهای وجود ندارد.
چرا این روش بهتر از بررسی تصادفی نمودارهاست؟
وقتی معاملهگر بدون فیلتر میان چندین جفتارز جابهجا میشود، احتمال پیدا کردن چیزی که صرفاً «شبیه ستاپ» باشد افزایش پیدا میکند.
فرایند فیلترینگ ترتیب تصمیمگیری را تغییر میدهد:
ابتدا حذف → سپس انتخاب → در نهایت ورود
بهجای اینکه ابتدا دنبال نقطه ورود بگردید و بعد سعی کنید برای آن دلیل پیدا کنید، ابتدا بهترین بازار را انتخاب میکنید و سپس منتظر شکلگیری شرایط ورود میمانید.
این تفاوت کوچک، فرایند تحلیل را بسیار منظمتر میکند.
خلاصه مقاله
فیلترینگ بازار در ICT و SMC روشی برای انتخاب مناسبترین جفتارز یا ابزار معاملاتی پیش از جستوجوی نقطه ورود است.
در این روش:
بازارهای همبسته با یکدیگر مقایسه میشوند.
زمینه و جهت کلی معامله از قبل مشخص میشود.
قدرت و ضعف نسبی بازارها بررسی میشود.
واگرایی SMT میتواند عدم تأیید میان داراییهای مرتبط را نشان دهد.
در سناریوی صعودی، بازار قویتر در اولویت بررسی قرار میگیرد.
در سناریوی نزولی، بازار ضعیفتر در اولویت است.
پس از انتخاب بازار همچنان باید منتظر مدل ورود معتبر ماند.
هدف فیلترینگ این نیست که معاملات بیشتری پیدا کنید؛ هدف این است که قبل از معامله، گزینههای نامناسب بیشتری را حذف کنید.
هیچ نوع فیلتر، همبستگی یا SMT نتیجه یک معامله را تضمین نمیکند و این مفاهیم باید در چارچوب یک برنامه معاملاتی و مدیریت ریسک مشخص استفاده شوند.
نکات مهم
جفتارز را قبل از پیدا کردن ورود انتخاب کنید.
فقط بازارهای مرتبط را با یکدیگر مقایسه کنید.
SMT را ابزار مقایسه و فیلتر بدانید، نه سیگنال مستقل ورود.
برای خرید، قدرت نسبی اهمیت بیشتری دارد.
برای فروش، ضعف نسبی اهمیت بیشتری دارد.
یک نمودار تمیز و واضح معمولاً از چند نمودار مبهم ارزش بیشتری برای ادامه تحلیل دارد.
اگر پس از فیلترینگ مدل ورود تشکیل نشد، بهترین تصمیم میتواند عدم معامله باشد.
سوالات متداول
آیا SMT بهتنهایی برای انتخاب جفتارز کافی است؟
خیر. SMT یکی از ابزارهای مقایسهای برای تشخیص قدرت، ضعف و عدم تأیید میان بازارهای همبسته است. انتخاب نهایی باید با زمینه بازار و کیفیت رفتار قیمت هماهنگ باشد و برای ورود نیز به مدل معاملاتی مشخص نیاز است.
در یک سناریوی صعودی کدام بازار در اولویت است؟
در مقایسه دو بازار همبسته، معمولاً بازاری که قدرت نسبی بیشتری دارد در اولویت بررسی قرار میگیرد. برای مثال، اگر یک بازار کف جدید ایجاد کند اما بازار دوم کف متناظر را حفظ کند، بازار دوم قویتر است.
در یک سناریوی نزولی کدام بازار مناسبتر است؟
معمولاً بازار ضعیفتر در اولویت بررسی فروش قرار میگیرد. اگر یک دارایی نتواند سقفی را که بازار همبسته آن ایجاد کرده تأیید کند، این ناتوانی میتواند نشانه ضعف نسبی باشد.
آیا هر دو جفتارز را میتوان برای SMT مقایسه کرد؟
خیر. مقایسه باید میان بازارهایی انجام شود که رابطه حرکتی معناداری با یکدیگر دارند. مقایسه دو دارایی نامرتبط میتواند نتیجه گمراهکننده ایجاد کند.
بعد از انتخاب بهترین جفتارز باید فوراً وارد معامله شد؟
خیر. فیلترینگ فقط مشخص میکند کدام ابزار در اولویت تحلیل قرار دارد. ورود باید پس از شکلگیری مدل ورود، مشخص بودن نقطه بیاعتبار شدن تحلیل و تأیید شرایط برنامه معاملاتی انجام شود.



