میتیگیشن بلاکها؛ راهنمای صفر تا صد ICT و SMC – قسمت دوم
در قسمت دوم راهنمای ICT و SMC، با مفهوم میتیگیشن بلاک، ساختارهای صعودی و نزولی، الگوی Swing Failure و همپوشانی آن با Fair Value Gap و Order Block آشنا میشوید.
از مجموعهٔ «آموزش جامع ICT و SMC؛ مجموعه A-Z Guide»میتیگیشن بلاک چیست؟
برای درک میتیگیشن بلاک، ابتدا باید رفتار معاملهگرانی را در نظر بگیریم که در یک سقف یا کف وارد بازار شدهاند، اما قیمت برخلاف انتظارشان حرکت کرده است.
فرض کنید گروهی از معاملهگران در یک کف قیمتی وارد موقعیت خرید شدهاند. اگر قیمت پس از آن کاهش پیدا کند، این معاملهگران وارد زیان میشوند. حال اگر بازار دوباره به محدوده ورود آنها بازگردد، ممکن است بخشی از خریداران تصمیم بگیرند معامله خود را ببندند و با زیان کمتر یا در نقطه سربهسر از بازار خارج شوند.
بستهشدن این سفارشها میتواند فشار فروش ایجاد کند و زمینه ادامه حرکت نزولی را فراهم سازد. محدودهای که این فرایند در آن اتفاق میافتد، ممکن است بهعنوان یک میتیگیشن بلاک نزولی در نظر گرفته شود.
همین منطق در جهت مخالف نیز وجود دارد. اگر فروشندگانی در یک سقف وارد بازار شده باشند و قیمت برخلاف انتظار آنها افزایش پیدا کند، بازگشت دوباره بازار به محدوده ورودشان میتواند فرصتی برای خروج از معامله ایجاد کند. در چنین شرایطی، بستهشدن معاملات فروش ممکن است فشار خرید به وجود بیاورد و به ادامه حرکت صعودی کمک کند.
میتیگیشن بلاک فقط یک کندل یا مستطیل روی نمودار نیست. این ناحیه باید در ارتباط با ساختار بازار، سقفها و کفهای مهم و رفتار سفارشها بررسی شود.
رابطه میتیگیشن بلاک با Swing Failure Pattern
یکی از مهمترین ساختارهایی که هنگام شناسایی میتیگیشن بلاک باید به آن توجه کنیم، الگوی شکست ناموفق نوسان (Swing Failure Pattern) است.
این الگو زمانی شکل میگیرد که قیمت تلاش میکند از یک سقف یا کف مهم عبور کند، اما نمیتواند حرکت خود را در همان جهت ادامه دهد و دوباره بازمیگردد.
Swing Failure در ساختار نزولی
در یک ساختار نزولی، قیمت پس از حرکت رو به پایین وارد اصلاح میشود، اما حرکت صعودی نمیتواند سقف قبلی را بهطور معتبر پشت سر بگذارد. پس از این شکست ناموفق، فروشندگان دوباره کنترل بازار را در دست میگیرند و قیمت کاهش پیدا میکند.
Swing Failure در ساختار صعودی
در ساختار صعودی، شرایط برعکس است. قیمت پس از حرکت رو به بالا اصلاح میشود، اما فروشندگان نمیتوانند کف قبلی را بشکنند. سپس خریداران دوباره وارد بازار میشوند و حرکت صعودی ادامه پیدا میکند.
وجود این ساختار به ما کمک میکند تشخیص دهیم که کدام سقف یا کف میتواند برای مشخصکردن میتیگیشن بلاک اهمیت داشته باشد.
نباید هر کندل مخالف روند را بدون توجه به ساختار بازار، میتیگیشن بلاک در نظر گرفت.
نحوه شناسایی میتیگیشن بلاک
برای شناسایی یک میتیگیشن بلاک معتبر، بهتر است نمودار را در سه مرحله بررسی کنیم.
مرحله اول: شناسایی ساختار قیمت
ابتدا باید حرکت اصلی بازار و اصلاحی را که پس از آن شکل گرفته است مشخص کنیم. سپس بررسی کنیم که آیا قیمت در عبور از یک سقف یا کف مهم ناموفق بوده است یا خیر.
در این مرحله نباید فقط روی یک یا دو کندل تمرکز کرد. بهتر است کل حرکت قیمت را بهصورت یک ساختار پیوسته ببینیم:
حرکت اولیه قیمت
اصلاح بازار
شکست ناموفق سقف یا کف
حرکت بعدی قیمت
مرحله دوم: انتخاب سقف یا کف مرتبط
پس از شناسایی Swing Failure Pattern، باید سقف یا کف مرتبط با آن را پیدا کنیم. کندل یا محدودهای که در این بخش قرار دارد، میتواند مبنای ترسیم میتیگیشن بلاک باشد.
در ساختار نزولی، معمولاً محدودهای بررسی میشود که خریداران پیش از ادامه ریزش در آن فعال بودهاند.
در ساختار صعودی، ناحیهای اهمیت دارد که فروشندگان پیش از ادامه رشد قیمت در آن حضور داشتهاند.
مرحله سوم: بررسی همپوشانی با سایر نواحی
پس از مشخصکردن میتیگیشن بلاک، باید بررسی کنیم که آیا این محدوده با سایر آرایههای قیمتی یا PD Arrayها همپوشانی دارد یا خیر.
مهمترین نواحی قابل بررسی عبارتاند از:
شکاف ارزش منصفانه یا Fair Value Gap
اوردر بلاک یا Order Block
عدم تعادل قیمت
نواحی مهم عرضه و تقاضا
محدودههای نقدینگی
وجود چند مفهوم در یک محدوده مشترک میتواند اهمیت آن ناحیه را افزایش دهد؛ زیرا معاملهگران مختلف ممکن است با منطقهای متفاوت، همان بخش از نمودار را زیر نظر داشته باشند.
بااینحال، همپوشانی چند ناحیه بهمعنای تضمین واکنش قیمت نیست و باید در کنار ساختار کلی بازار بررسی شود.
میتیگیشن بلاک نزولی چگونه شکل میگیرد؟
برای شناسایی یک میتیگیشن بلاک نزولی، ابتدا باید یک حرکت رو به پایین در بازار شکل گرفته باشد. پس از آن، قیمت وارد اصلاح صعودی میشود، اما نمیتواند سقف مهم قبلی را بهطور معتبر بشکند.
این ناتوانی نشان میدهد که خریداران قدرت کافی برای ادامه حرکت صعودی ندارند. با بازگشت فروشندگان، قیمت دوباره کاهش پیدا میکند و ساختار نزولی ادامه مییابد.
در این شرایط، محدودهای که خریداران پیش از ادامه ریزش در آن فعال بودهاند، میتواند بهعنوان میتیگیشن بلاک نزولی بررسی شود.
اگر قیمت در آینده به این ناحیه بازگردد، خریدارانی که در حرکت قبلی وارد بازار شدهاند ممکن است سفارشهای خود را ببندند. خروج این خریداران میتواند فشار فروش ایجاد کند و احتمال واکنش نزولی را افزایش دهد.
اعتبار این ناحیه ممکن است زمانی بیشتر شود که با یکی از موارد زیر همپوشانی داشته باشد:
Fair Value Gap نزولی
Order Block نزولی
ناحیه عرضه
محدوده نقدینگی
ساختار نزولی در تایمفریم بالاتر
میتیگیشن بلاک صعودی چگونه شکل میگیرد؟
میتیگیشن بلاک صعودی از نظر ساختار، حالت معکوس نمونه نزولی است.
در این حالت، قیمت ابتدا یک حرکت صعودی ایجاد میکند و سپس وارد اصلاح نزولی میشود. اگر فروشندگان نتوانند کف مهم قبلی را بشکنند و قیمت دوباره به سمت بالا بازگردد، یک شکست ناموفق در سمت فروش شکل گرفته است.
محدودهای که فروشندگان پیش از ادامه حرکت صعودی در آن فعال بودهاند، میتواند بهعنوان میتیگیشن بلاک صعودی در نظر گرفته شود.
هنگامی که قیمت دوباره به این محدوده بازمیگردد، فروشندگانی که در حرکت قبلی وارد بازار شدهاند ممکن است برای خروج از معاملات خود اقدام کنند. بستهشدن معاملات فروش بهمعنای ایجاد سفارش خرید است و میتواند به افزایش تقاضا در آن ناحیه کمک کند.
اعتبار این ناحیه ممکن است با وجود موارد زیر افزایش پیدا کند:
Fair Value Gap صعودی
Order Block صعودی
ناحیه تقاضا
محدوده نقدینگی
ساختار صعودی در تایمفریم بالاتر
نقش Fair Value Gap در تحلیل میتیگیشن بلاک
شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap) ناحیهای از نمودار است که قیمت با سرعت از آن عبور کرده و میان خریداران و فروشندگان تعادل کافی شکل نگرفته است.
بازار در بسیاری از مواقع برای متعادلکردن سفارشها یا پوشش بخشی از این ناکارآمدی، دوباره به محدوده Fair Value Gap بازمیگردد.
اگر یک Fair Value Gap درون میتیگیشن بلاک قرار گرفته باشد، دو مفهوم مهم در یک محدوده مشترک جمع میشوند:
معاملهگرانی که ممکن است سفارشهای قبلی خود را مدیریت کنند.
عدم تعادل قیمتی که میتواند دوباره مورد توجه بازار قرار بگیرد.
برای نمونه، اگر یک میتیگیشن بلاک نزولی با Fair Value Gap نزولی همپوشانی داشته باشد، آن محدوده میتواند بهعنوان یک ناحیه احتمالی عرضه بررسی شود.
در سمت مقابل، همپوشانی میتیگیشن بلاک صعودی با Fair Value Gap صعودی میتواند یک ناحیه احتمالی تقاضا ایجاد کند.
هدف از بررسی همپوشانیها، پیدا کردن نواحی واضحتر و مهمتر است؛ نه شلوغکردن نمودار با تعداد زیادی محدوده.
برای ترسیم میتیگیشن بلاک از بدنه کندل استفاده کنیم یا سایه؟
یکی از پرسشهای رایج درباره میتیگیشن بلاک این است که محدوده را باید براساس بدنه کندل ترسیم کنیم یا سایههای آن را نیز در نظر بگیریم.
برای این موضوع یک قانون ثابت که در تمام شرایط کاربرد داشته باشد وجود ندارد. انتخاب بدنه یا کل محدوده کندل به عوامل مختلفی بستگی دارد:
ساختار بازار
نحوه واکنش قیمت
موقعیت Fair Value Gap
محل قرارگیری Order Block
روش تحلیلی معاملهگر
در بعضی نمودارها، بدنه کندل محدوده دقیقتر و تمیزتری ارائه میدهد. در برخی شرایط نیز سایه کندل با یک Fair Value Gap، Order Block یا سطح نقدینگی همپوشانی دارد و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
بهتر است هر دو روش را روی دادههای گذشته بررسی کنید و سپس روشی را انتخاب کنید که با چارچوب معاملاتی شما سازگارتر است.
مهمتر از انتخاب بدنه یا سایه، ثبات در اجرای روش است. تغییر مداوم قوانین ترسیم باعث میشود نتوانید عملکرد واقعی تحلیل خود را ارزیابی کنید.
بررسی میتیگیشن بلاک در تایمفریمهای بالاتر
موقعیت میتیگیشن بلاک در ساختار کلی بازار اهمیت زیادی دارد. ناحیهای که در تایمفریم پایین مهم به نظر میرسد، ممکن است در تایمفریم بالاتر در بخش نامناسبی از حرکت قیمت قرار گرفته باشد.
به همین دلیل، بهتر است تحلیل را از تایمفریمهای بالاتر آغاز کنیم:
جهت کلی بازار را مشخص کنیم.
سقفها و کفهای اصلی را پیدا کنیم.
نواحی مهم عرضه و تقاضا را مشخص کنیم.
میتیگیشن بلاکهای تایمفریم بالاتر را بررسی کنیم.
برای مشاهده جزئیات بیشتر، به تایمفریم پایینتر برویم.
برای مثال، میتوان یک میتیگیشن بلاک روزانه یا چهارساعته را بهعنوان ناحیه اصلی در نظر گرفت و سپس در نمودار یکساعته یا پانزدهدقیقهای بهدنبال ساختار دقیقتر و تأییدهای لازم بود.
این روش کمک میکند واکنشهای کوچک و کماهمیت را با حرکت اصلی بازار اشتباه نگیریم.
آیا میتیگیشن بلاک پس از برخورد قیمت همچنان معتبر است؟
هر بار که قیمت به یک ناحیه بازمیگردد، ممکن است بخشی از سفارشهای موجود در آن محدوده اجرا یا تسویه شود. به همین دلیل، ناحیهای که یک یا چند بار لمس شده است ممکن است قدرت اولیه خود را از دست بدهد.
این موضوع بهمعنای بیاعتبارشدن قطعی ناحیه پس از اولین برخورد نیست، اما باید با احتیاط بیشتری بررسی شود.
برای ارزیابی دوباره ناحیه، به موارد زیر توجه کنید:
تعداد دفعات برخورد قیمت
شدت واکنش پس از هر برخورد
مدتزمان حضور قیمت در محدوده
نحوه خروج قیمت از ناحیه
ساختار ایجادشده پس از واکنش
وضعیت تایمفریم بالاتر
در بسیاری از موارد، میتیگیشن بلاکی که هنوز قیمت به آن نرسیده است توجه بیشتری جلب میکند. بااینحال، تازهبودن ناحیه نیز بهتنهایی برای ورود به معامله کافی نیست.
اشتباهات رایج در استفاده از میتیگیشن بلاک
در نظر گرفتن هر کندل مخالف بهعنوان میتیگیشن بلاک
هر کندل صعودی در یک حرکت نزولی یا هر کندل نزولی در یک حرکت صعودی، لزوماً میتیگیشن بلاک نیست. بدون وجود Swing Failure Pattern و ساختار مشخص، اعتبار چنین ناحیهای پایین است.
نادیدهگرفتن تایمفریم بالاتر
ممکن است یک میتیگیشن بلاک نزولی در تایمفریم پایین دیده شود، اما بازار در تایمفریم روزانه داخل یک ناحیه تقاضای مهم قرار داشته باشد. معامله در خلاف جهت ساختار بالاتر میتواند ریسک بیشتری داشته باشد.
ورود مستقیم پس از رسیدن قیمت به ناحیه
رسیدن قیمت به Mitigation Block بهتنهایی سیگنال ورود نیست. بهتر است واکنش قیمت و ساختار ایجادشده در تایمفریم پایینتر نیز بررسی شود.
اعتماد بیش از حد به همپوشانیها
وجود Fair Value Gap، Order Block و Mitigation Block در یک محدوده میتواند اهمیت آن را افزایش دهد، اما موفقیت معامله را تضمین نمیکند.
شلوغکردن بیش از حد نمودار
ترسیم تعداد زیادی ناحیه باعث میشود ساختار اصلی بازار دیده نشود. بهتر است فقط محدودههایی را نگه دارید که دلیل مشخصی برای اهمیت آنها دارید.
استفاده از میتیگیشن بلاک در برنامه معاملاتی
میتیگیشن بلاک بهتر است بهعنوان بخشی از یک برنامه معاملاتی کامل استفاده شود، نه یک سیگنال مستقل برای ورود.
پیش از تصمیمگیری، موارد زیر باید بررسی شوند:
جهت بازار
ساختار تایمفریم بالاتر
محل قرارگیری نقدینگی
کیفیت حرکت قیمت
همپوشانی با سایر PD Arrayها
نسبت ریسک به بازده
محل منطقی حد ضرر
ورود به معامله فقط به دلیل رسیدن قیمت به محدوده Mitigation Block رویکرد مناسبی نیست. بهتر است منتظر بمانیم تا بازار در تایمفریم پایینتر نشانههای بیشتری ارائه دهد؛ مانند:
تغییر ساختار بازار
جابهجایی قدرتمند قیمت
جمعآوری نقدینگی
تشکیل Fair Value Gap جدید
واکنش واضح به ناحیه
حد ضرر نیز باید در نقطهای قرار بگیرد که در صورت رسیدن قیمت به آن، منطق تحلیل دیگر معتبر نباشد. اندازه موقعیت باید براساس میزان ریسک مجاز در هر معامله تعیین شود، نه میزان اطمینان معاملهگر به یک ناحیه.
جمعبندی
میتیگیشن بلاک یکی از مفاهیم مهم در سبکهای ICT و SMC است که به معاملهگر کمک میکند رفتار سفارشها را در اطراف سقفها و کفهای مهم بهتر درک کند.
برای شناسایی این ناحیه باید:
ساختار قیمت را بررسی کنیم.
Swing Failure Pattern را تشخیص دهیم.
سقف یا کف مرتبط را مشخص کنیم.
همپوشانی ناحیه با سایر PD Arrayها را بسنجیم.
جهت تایمفریم بالاتر را در نظر بگیریم.
واکنش قیمت را پیش از ورود بررسی کنیم.
میتیگیشن بلاک صعودی میتواند بهعنوان ناحیه احتمالی تقاضا و میتیگیشن بلاک نزولی بهعنوان ناحیه احتمالی عرضه در نظر گرفته شود. بااینحال، هیچیک از این نواحی تضمین نمیکنند که قیمت حتماً واکنش مورد انتظار را نشان دهد.
برای یادگیری بهتر این مفهوم، نمونههای مختلف را روی نمودارهای گذشته پیدا کنید، ساختار هر نمونه را بررسی کنید و نتیجه واکنش قیمت را یادداشت کنید. این تمرین به شما کمک میکند تفاوت میان یک میتیگیشن بلاک معتبر و یک محدوده تصادفی را بهتر تشخیص دهید.



